تبليغاتX
تهتال
تهتال
تهتال، کلمه بلوچی به معنای بخاطر آوردن است.
سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391

اعتیاد بلای خانمان سوز

آقای کرد در پست جدیدشان با موضوع اعتیاد و طرح این سوال که آیا اعتیاد به مواد مخدر هنوز یک مساله اجتماعی است، بحث جدیدی را در میان وبلاگرها باز کرده اند.

همانطور که میدانید اعتیاد مختص جامعه ما نیست بلکه مساله ای جهانی است که همه جوامع با آن درگیرند. به زعم عده ای گروهی از مردم به منظور سلطه بر مردم جهان اقدام به راکد گذاشتن جوامع و عقیم کردن استعداد هایشان میپردازند تا با دور کردن آنها از پیمودن مسیر رشد و توسعه، خود به تنهایی به قله های رشد و ترقی برسند. یکی از این ترفندها رواج مواد مخدر شیمیایی با قیمتهای پایین است.

جامعه واپس مانده بلوچستان کم مشکل ندارد که مساله بزرگی چون اعتیاد یکی از چالش های بزرگ و از عوامل بزرگ ضد توسعه آن شده است. در اینجا قصد ندارم باز سخنان آقای کرد را را از دید خود تکرار کنم بلکه هدف درد دلی است که به قول رازگوی غایبمان مدت هاست ذهنم را قلقلک میدهد. میخواهم چند جوان را مثال بزنم که روزی امید خانواده خویش بودند و میتوانستند امیدهای جامعه خویش بشوند اما به خاطر افتادن در دام اعتیاد، نه تنها باری از دوش خانواده و جامعه خویش بر نداشتند که باری بر دوش جامعه و خانواده شدند. جوانانی که میتوانستند مایه سربلندی باشند و اکنون ملیه سرافکندگی هستند و...

اولی:

پسر عمویم هست. اسمش حسین و کمی بیشتر از یک سال بزرگتر از خودم. یادم هست که همیشه مورد تمجید فامیل بود. همه میگفتند خوش به حال پدر و مادر حسین که چنین فرزندی دارند.فرزندی مودب و درس خوان که از کودکی نمازش را به خوبی و سر وقت میخواند. همیشه معدلش 20 بود. یادم هست اول راهنمایی که یک نوزده گرفته بود صدای فریاد و ناله اش تا چند کوچه آنطرف تر میرفت. سخت بود برایش ولی کنار آمد. فوتبالیست خوبی هم بود؛ اکر چه قدش کوتاه بود اما هم دروازه بان خوبی بود وهم سر زن ماهری. راستش خودم هم به حسین قبطه میخوردم و با خود میگفتم کاش من هم حسین بودم!!!!

حسین تک پسر خانواده بود. مادرش به سختی اجازه میداد که حتی حسین با بچه های همسایه به بازی های کودکانه اش مشغول باشد. دوران راهنمایی حسین را به مدرسه غیرانتفاعی فرستادند تا در آنجا بهتر درس بخواند. پس از آن در آزمون دبیرستان دانشگاه شرکت کرد و قبول شد. رشته ریاضی فیزیک رفت.

همه چیز تا این دوره خوب بود. اما پس از آن حسین خیلی عوض شد. سخت گیری های مادرش حسین را طوری عقده ای کرده بود که فقط میخواست با هم سن و سالهایش بچرخد و خوب و بد بودن آنها برایش اهمیتی نداشت. حسین دیگر شب ها دیر به خانه میرفت، مرتب سر کلاس ها نمیرفت و نهایتا به علت افت شدید تحصلی عذرش را خواستند و او را اخراج کردند. پس از اخراج به دبیرستان دیگری رفت و حلزونی توانست دیپلم خود را بگیرد. دوستان حسین روز به روز بیشتر میشدند، اما دوستان باب حسین ناباب بودند. حسین چند وقتی بود که معتاد شده بود. معتاد تریاک، پشتش سیگاری هم میکشید و دور دوستان یک نخ سیگاری هم میزدند.

او که هیچگاه اجازه نداشت خانه کس دیگری بماند، دیگر چند روزهم به خانه نمیرفت. نصایح کسی فایده نداشت. حتی گریه های مادر هم اثری نداشت. حسین در حالی که شب ها به قولش تفننی دور بساط منقل و وافور و سیم سنگ جمع بود، با تاخیر توانست مدرک پیش دانشگاهی را بگیرد.در آزمون سراسری شرکت کرد، اگر چه درس نخوانده بود اما پیام نور ایرانشهر قبول شد. گویی شانس در خانه اش را زده بود، اما دانشگاه نرفت و دفترچه خدمت را گرفت و خدمت رفت. باز هم امیدوار بودیم که حداقل در آنجا به مواد دسترسی ندارد و در بازگشت هم سراغ آنها نمیرود و سرش به سنگ خورده. دوران آموزشی به پایان رسید و برای ادامه خدمت به زاهدان آمد. حسین دیگر دوام نیاورد گویی بوی دود به مشامش خورده بود. از محل خدمت فرار کرد و خانه نشین شد. نه درسی خواند و نه کار دیگری. هم اکنون حسین در ایرانشهر از سر شب تا صبح دور بروبچ نشسته اند و تفننی دود هوا میکنند!!!

اما حسین فقط خودش را داغون نکرد. پدرش که میدید فرزندش چگونه لگد به بخت و اقبال خود میزند و کاری هم نمیتواند بکند، از شدت گریه و غم و غصه چشمش تا حد نابینایی رفت و مجبور شد در تهران عملیات پیوند قرنیه انجام بدهد. حتی پدرش ناراحتی قلبی هم پیدا کرد. اما مادر که قربان مقام و نامش بشوم با صبر و بردباری بی نظیرش از یک سو به شوهر میرسید و از سوی دیگر به فرزندش و پذیرایی از دوستان فرزندش و در درون کوهی از غم و غصه داشت!!

دومی:

دیگری محمد است. جوانی خوش تیپ و قیافه و خوش پوش که پس از پایان تحصیلات دانشگاهی در یکی از ادارات چابهار استخدام شد. از همه هم دوره هایش گوی سبقت را ربوده بود. همه میگفتند محمد فقط لب تر کند. کدام دختر و کدام خانواده است که به محمد نه بگوید!!! همه چیزش کامل است، تیپ و قیافه هم که دارد!!

محمد حتی سرنوشتی بدتر از حسین در انتظارش بود!!

او هم معتاد تریاک شد. دیگر دیر سرکار میرفت، بعضی وقتها هم فقط کارت میزد و برمیگشت!  پس از مدتی دیگر تریاک جواب محمد را نمی داد، شیره ای شد!! و دیگر چند روز هم سر کار نمیرفت! محمد دیگر خاطر خواهی هم نداشت و هر چه هم لبش را تر میکرد اثری نداشت!!! محمد از اداره اخراج شد. و اکنون بی کار است. اما دوست خوبش هنوز هم هر شب همراهش هست!!!

گاهی میگفتم محمد یادت هست آن روزها را که چه خوب بودی و اکنون به چه روزی افتاده ای؟؟! جوابی نمیداد و فقط میگفت: من در حق کسی بدی نکرده ام!! محمد چند بار سعی کرد که ترک بکند، اما نشد که نشد

سومی:

صمد بنگاه ماشین داشت. کارش هم، ای، گرفته بود. اوضاعش خوب بود. ازدواج کرد و خیلی زود صاحب دختر شد. از قبل تریاک میکشید، اما در خانه نمیکشید، خانه دوستان میرفت که مثلا پاک پاک است و کسی نفهمد. اما قیافه ای که مواد مخدر میسازد، از چند فرسنگی تابلوست، تازه جدای از این مگر بوی تریاک رازی برای آدم میگذارد!!

به خاطر اعتراض همسرش و اینکه شب ها از تنهایی میترسد، صمد چند وقنی خانه میکشید اما پس از مدتی به بهانه کار غیبت های طولانی میکرد، تا اینکه خبر شدیم، کراک میکشد!! او خیلییی کم به خانواده اش سر میزد و غیبت هایش به ماه هم میرسید. دیگر برایش عادی شده بود تنها گذاشتن زن جوان و دختر کوچکش!! نهایتا پدر خانمش دختر و نوه اش را به خانه خودش برد.

و مدتهاست که اوحتی زنگی به همسرش و به طفل بی گناهش نزده!!

طولانی شد، ببخشید. همه ما به صورت بالقوه استعداد معتاد شدن را داریم. چرا که همه جای منطقه ما استعمال این مواد رسم است. شرایط به گونه ای است که خانواده ها دعا میکنند فرزندانشان تریاک بکشند اما سراغ مواد مخدر شیمیایی نروند!!! چه خانواده هایی که به خاطر این موضوع از هم پاشیده اند و چه استعداد هایی ایستا مانده اند!!

وای و افسوس برای روستایی هایمان!! اوضاع آنها بسیار بد و تاسف آور است!! بی سوادی و نداشتن اطلاعات کافی از خطرات مواد مخدر شیمیایی و قیمت به صرفه آنها، استعمال مواد مخدر شیمیایی را به شکلی تصاعدی افزایش داده!!

چه باید کرد؟؟؟

راه کارهای متعددی برای مبارزه با این غده سرطانی که در جامعه ما اپیدمی شده وجود دارد. قرص درمانی، مراکز ترک اعتیاد و...!! اما مشکل باید ریشه ای و بنیادی حل شود، اگر چه پرداختن به ریشه ها در جامعه واپس مانده ما کاری دشوار و طاقت فرساست! اما عملیست. علم دانش و صبر پدر و مادر چاره کار ماست.

- مادران و پدرانی که علم و دانش تربیت صحیح فرزند را داشته باشند. کودکان مانند آب انعطاف پذیرند و در هر قالبی که آنها را قرار بدهیم، در آن جای میگیرند. به دیگر سخن پدر و مادر مجسمه سازانی هستند که هر چه به فوت و فن مجسمه سازی آگاه تر باشند، مجسمه بهتر و با ارزش تری را تحویل میدهند.

پدر و مادر خصوصا مادر اگر اوقات فراغت فرزندانشان را بر اساس علایق و توانایی فرزندانشان پر کنند، مسلما جامعه ما بسیار کمتر با چنین معضلاتی درگیر خواهد شد.

 

 

 

 

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 4:55 بعد از ظهر |

دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391

گل فشان تنگ

گل فشان پدیده ای طبیعی است که طی آن گل و لای از زیر زمین چشمه وار به سطح زمین آمده و شکل ماهور به خود میگیرد. این ساختها هم در خشکی ها دیده میشوند و هم در اقیانوس ها. گل فشانها با ذخایر هیدروکربنی و همینطور مناطق تکتونیکی در حال فرورانش و همینطور کمربند های کوهزایی در ارتباط هستند و در موارد خیلی نادر با آتش فشانها مرتبط هستند.

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 8:25 قبل از ظهر |

جمعه هشتم اردیبهشت 1391

چابهار- اسکله بندر تیس

برای دیدن عکس ها، به قسمت عکس- تهتال مراجعه فرمایید.

http://pic-tahtal.blogfa.com/

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 11:34 بعد از ظهر |

یکشنبه سوم اردیبهشت 1391

غارهای سه گانه و معبدیان مسیتی

 غارهای سه گانه و معبدیان مسیتی

موقعیت:

در حدود 8 کیلومتری شمال غرب بندر چابهار، روستایی کوچک و سرسبز با قدمتی بیش از 2000 سال بنام تیس(طیس یا تیز) وجود دارد. این بندر تاریخی، تقریبا در دهانه خلیج چابهار واقع شده که در یک سوی این دهانه بندر چابهار و در سوی دیگر آن بندر کنارک قرار دارد.

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 1:4 بعد از ظهر |

یکشنبه بیستم فروردین 1391

برای دیدن عکس ها بر روی آدرس زیر کلیک کنید.

http://pic-tahtal.blogfa.com/

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 6:36 بعد از ظهر |

یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390

 

 

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 5:23 بعد از ظهر |

دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390

اینجا بلوچستان است

عکس طبیعت بلوچستان

موضوع: نخل


 

برای دیدن عکس ها روی لینک زیر کلیک کنید.

http://pic-tahtal.blogfa.com/

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 11:8 قبل از ظهر |

یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390

برای دانلود، لطفا کلیک کنید.

راهنمای استفاده را در ادامه مطلب بخوانید.

 

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 2:20 بعد از ظهر |

چهارشنبه هفدهم اسفند 1390

دانش آموز دبیرستان دانشگاه چابهار :

برای ابراز همدردی با دانش آموزان دبیرستان دانشگاه چابهار خواهشا شعر ی که در فراق همکلاسیهای ما خونده شده رو تو سایت خودتون بذارید تا در چنین موقعی به یاد مسئولین بیفتد.

برای دریافت کلیک کنید.

البته این شعر قبلا در سایت پیام بلوچ قرار داده شده منتها به خاطر درخواست این دوست عزیز این شعر رو برای دانلود گذاشتیم.

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 7:12 بعد از ظهر |

یکشنبه چهاردهم اسفند 1390
 

امروز که وارد میزکار قسمت عکس تهتال شدم یکی از خواهرای گرامیمون با نام لیلا مطلب جالبی نوشته بودن که حیفم اومد دوستان از احساس و حس مسئولیت پذیری این خانم با خبر نشن. با هم بخونیم..

سلام جناب .بسیار زیبا حظ کردم به معنای واقعی کلمه اگه درست نوشته باشم من تهرانم و دانشجوی دکترا بلوچم از محروم ترین نقاط بلوچستان کودکی ام رو زیر همین نخلای سبز و شالی های قصرقند و تفریح هایم رو تو همین به قول خودمون دگارهای گندمزار سرباز با اون سنجاقک های رنگی سپری کردم منو به اون کودکی هام بردین که تو مسیر سفر هرسال و هر چند ماهمون از سرباز به قصرقند روستاهای زیبا ی بین راه رو پشت سر می ذاشتیم کوه چوپ چوپ خودش جزو عجایبه میگن مدام chop chop ریزش می کنه اما همیشه سرفرازه و تموم نمیشه داغ دلمو تازه کردین امیدوارم زود درسم تموم بشه و بیام به وطنم من این کویر خشک و تپیده اش و این کوه های سنگی زیباشو اون کوهای بی نظیر چابهار و با اون عطر وبو و حس حال ظهر تابستونش رونه با تهران بلکه با جزایر هاوایی و جزیره های دیدنی شرق آسیا عوض نمی کنم .وای که مکران چه نام با مسمایی است برای سرزمینم باورتون می شه همسرم یه فلش مموری رو از ترانه های مختلف و شاد و غمکین و پاپ و متال و رپ وسنتی فارسی و ترانه بلوچی پرکرده یه هو می بینی تو هیاهوی خیابانای تهران پشت ترافیک یه هو یه ترانه از کمال حان مرحوم میاد بخدا من اشکم ناخودآگاه در می اد بطوریکه کل صورتمو می شوره صداشو ترانه هاش توی تمام وجودم جریان پیدا میکنه من به موطنم بلوچستان به معنای واقعی عشق می ورزم از طرف من یه بوسه به خاک پاکش بزنین و بگین من بر می گردم و تا پای جان خدمت می کنم من باید در تو سرزمین نازنین رنج کشیده ام مدفون بشم و لاغیر

آفرین و احسنت. انشاالله که هر چه زودتر با موفقیت درستون تموم بشه و به مردم بلوچستان خدمت بکنید.

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 3:16 بعد از ظهر |

یکشنبه چهاردهم اسفند 1390

اینجا بلوچستان است

عکس طبیعت بلوچستان

موضوع: تفتان


 

برای دیدن عکس ها بر روی لینک زیر کلیک کنید.

http://pic-tahtal.blogfa.com/

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 3:4 بعد از ظهر |

پنجشنبه یازدهم اسفند 1390

قدم هایمان با کدام انگیزهُ پای صندوقهای رای خواهند رفت؟

کدام منفعت و کدام هدفُ ما را به سوی خلق حماسه ای دیگر در بلوچستان سوق میدهد؟

کدام منفعت انگشتمان را رنگی خواهد کرد:

منافع شخصی؟ منافع طایفه ای؟ منافع مذهبی؟منافع منطقه ای؟ منافع جمعی؟ کدام یک؟؟

آیا گوش چشمیُ نیم نگاهی به شایسته گرایی داشته ایم؟

تحصیل کردگان و روشنفکران کجای این ساختار قرار دارند؟

فردا چه خواهد شد و که ها به مجلس خواهند رفت و بر صندلی سبز بهارستان تکیه خواهند زد؟

به راستیُ چه باید کرد؟

چه کسانی ساختارها را در هم میشکنند؟ مردمی از همین جامعه یا ناجی دیگری میباید؟ منتظر که نشسته ایم؟؟؟؟؟؟؟

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 1:58 بعد از ظهر |

شنبه ششم اسفند 1390

مشوق یکدیگر باشیم!!

بیاییم به خویشتن خویش برگردیم. واکنشهای طبیعی خودمان را براساس عقل و احساس واقعی خودمان مدیریت کنیم. دور بریزیم رفتارهای کلیشه ای خود را و احساسات پاک درونمان را بی آنکه نیازمند نشانه ای باشیم، بلافاصله در نگاه و صورت و رفتارمان نشان بدهیم.

انسانها برای رشد و تعالی نیازمند تشویق و ایجاد انگیزش هستند تا آنها را برای رسیدن به هدفهایشان مصمم تر بکنند. یکی از راه های ایجاد انگیزش، تشکر و قدردانی از انسانهاست که باعث پویایی انسانها در ابعاد مختلف شده و آنها را به سوی خیابانهای جدید و نیل به اهداف بزرگتر سوق میدهد.

شکرگذاری و قدردانی از انسانها آنقدر مهم است که همیشه مورد تاکید پیامبر(ص) و اولیا الهی بوده است. حضرت محمد(ص)، در این باره میفرمایند: آنکسی که از مردم تشکر نکند، شکر خدای را به جا نیاورده است. لذا میطلبد که در جامعه ای مانند جامعه بلوچستان که در حال خیز به سوی رشد و تعالی است، از فعالانش در زمینه های مختلف شکرگذاری کرده و انگیزه آنها را برای پیمودن ادامه مسیر و خلق شاهکارهای جدید، فزونی بخشیم.

همانطور که میدانید نویسنده بلوچ، «دکتر عبدالغفور جهاندیده»، استاد زبان و ادبیات فارسی و عضو هیئت علمی دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار، در سال جاری با توکل بر خداوند و صرف فعل خواستن و با هدف غنی کردن فرهنگ بلوچ و شناساندن آن به ایرانیان، موفق به ارائه 3 اثر با نام های «شرح منظومه مکران»، «حماسه سرایی در بلوچستان» و« منظومه های عاشقانه بلوچی» گردیدند.

کار ایشان چه از حیث کمی و چه از حیث کیفی قابل ستایش است. کمی از این بعد که موفق شده اند سه اثر را به در یک سال  در دسترس علاقه مندان  قرار بدهند و کیفی از این بعد که ایشان در هر کدام از اثرها با ظرافت و حساسیت خاصی به بحث ها پرداخته و آنها را مورد بررسی قرار داده است. به عنوان مثال ایشان در شرح منظومه مکران علاوه بر ترجمه فارسی اشعار به بررسی و ریشه یابی واژها پرداخته و حتی از نکات دستوری و آرایه هایی ادبی هم نگدشته. و یا در دو کتاب دیگر، علاوه بر تشریح داستان و ترجمه فارسی روان اشعار به معرفی شخصیت ها و سنت های مردم در داستان پرداخته و هر کدام از داستانها را مورد تحلیل و بررسی قرار داده اند. طراحی زیبای جلد، فونت خوانای اشعار و کیفیت ورقها ی کتابهای حماسه سرایی در بلوچستان و منظومه هایی عاشقانه بلوچی کیفیت این آثار را به همراه پر مغز بودن کتاب آنچنان بالا برده که بسیاری این آثار را نوعی شاهکار در دوران نویسندگی بلوچی میدانند.

لذا میطلبد به خاطر این حرکت عمیق دکتر جهاندیده، شکر زحمات ایشان را به جای آورده و نهال فرهنگ تشویق و قدردانی را در میان خود کاشته و آن را نهادینه نماییم. اگر چه نمیتوان حق زحمات قابل ستایش دکتر عزیزمان را در این چند سطر ادا کرد، اما امید است بتوانیم قدر این گنجینه هایمان را بدانیم و انگیزه آنها را برای ادامه کار بیفزاییم.

کم هستند دکتر جهاندیده ها و بسیار نیاز است به دکتر جهاندیده ها!!! پس قدر بدانیم دکتر جهاندیدها را!!

برای دکتر آرزوی سلامتی و موفقیت داریم و بیش از پیش در انتظار شاهکارهای جدید ایشان.

 

 

 

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 3:25 بعد از ظهر |

سه شنبه دوم اسفند 1390

آلفونس دوده:

«شما چگونه ادعا دارید که قومی مستقل هستید و حال آن که زبان خود را نمی‌توانید بنویسید و بخوانید؟!» 

آن روز که سه دانشجو در پاکستان طی تظاهراتی برای به رسمیت شناختن زبان بنگالی(زبان مادریشان) در محوطه دانشگاه داکا جان باختند، هیچ کس فکر نمیکرد این قیام در 19 سال بعد مقدمه ی استقلال بنگلادش از پاکستان را رقم بزند.....

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 1:59 بعد از ظهر |

پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390

دیشب موفق شدم در یک محفل و دیوان انتخاباتی در زاهدان شرکت نماییم. اگر چه به سخنرانی نرسیدم، اما اخبار را از حضور مردم  و گروه ها با خبر شدم. میگفتند همه چیز تمام است و نماینده نیز مشخص!!! آخر فلان سردار لبیک گفته و زهگ فلان واجه در جلسه حضور پیدا کرده و اعلام آمادگی برای حمایت از نماینده کرده است!! در اینجا حرفی از جوان، تحصیل کرده، روشنفکر و حتی سرمایه دار نیز نبود! چرا که همه آنها و خیلی های دیگر در سیطره و اختیار سردار و بزرگ طایفه هستند.

پس از آن نیز به محفلی رفتم که سردار یکی از شاخه های طایفه ای بزرگ نشسته بود. میگفتند ما مینوانیم علاوه بر زاهدان، از دیگر شهر ها نیز با در اختیار داشتن اتوبوس رای برایتان بیاوریم و خلاصه هیچ رایی از طایفه به دیگری داده نخواهد شد و صندوق، رای ما و میزان نفوذمان را مشخص میکند.

آری، این است ساختار انتخابات در مرکز بلوچستانمان، زاهدان. تکلیف حوزه های دیگر مشخص است!!

هدف از طرح این موضوع، این است که چند وقتی است مقوله ی ضرورت کنار گذاشتن طایفه گرایی به عنوان عاملی بازدارنده برای رشد بلوچستان در فضای مجازی مطرح است، اما به راستی، به راستی آیا با در نظر گرفتن وضع موجود بلوچستان و در نظر گرفتن تمام شرایط ، طایفه گرایی را میتوان کنار گذاشت و یا باید طایفه گرایی را به شکلی دیگر در این جامعه و به شکل نظام مند و متشکل از گروه های مختلف ادامه داده و به اصطلاح مدرنیره کرد؟

از تمامی دوستان تقاشا میشود، در این بحث شرکت نمایند.

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 2:34 بعد از ظهر |

چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390
نوع قدرت در انتخابات

یکی از پرسش‌های بنیادین در فلسفه سیاسی و حقوقی که در گذشته‌های دور تا به حال در حیات اجتماعی و سیاسی بشر مطرح بوده است، جستجو در مبنا و منشأ" قدرت و حاکمیت"  می‌باشد. در تاریخ اندیشه سیاسی بشر در این مورد نظریه‌های گوناگونی مطرح شده است تا شکل رابطه حاکمان و حکومت شوندگان تبین و توجیه گردد.

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 4:15 بعد از ظهر |

یکشنبه دوم بهمن 1390

اینجا بلوچستان است

عکس پاناروما(پانوراما) از طبیعت بلوچستان

 

دوستان عزیز، برای دیدن عکس ها به شکل واضح تر(اندازه واقعی)، ابتدا عکس ها رو در سیستم ذخیره و بعد مشاهده بکنید.

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 4:52 بعد از ظهر |

پنجشنبه بیست و دوم دی 1390

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 10:15 بعد از ظهر |

سه شنبه بیستم دی 1390

اینجا بلوچستان است

موضوع: کاشت برنج در بلوچستان

موقعیت: شهرستان نیکشهر. بخش لاشار. روستای عیسی آباد

برای دیدن عکس ها روی لینک زیرکلیک کنید

http://pic-tahtal.blogfa.com/

 

 

 

 

 

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 11:0 قبل از ظهر |

یکشنبه هجدهم دی 1390

 


گشت یکی از دهستان های بخش مرکزی شهرستان سراوان در استان سیستان و بلوچستان است که ما بین دو شهرستان خاش و سراوان واقع شده و دارای 58 آبادی است.


ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 4:54 قبل از ظهر |

دوشنبه پنجم دی 1390

زمستان در خاش به روايت تصوير

برای دیدن عکس ها بر روی لینک زیر کلیک کنید.

http://pic-tahtal.blogfa.com/

 

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 11:45 قبل از ظهر |

یکشنبه چهارم دی 1390


دیوان مجازی در بلوچستان داغ تر از همیشه!!!

انتخابات مجلس نهم، اولین دوره از انتخابات مجلس در بلوچستان است که بررسی مسائل مربوط به انتخابات و تجزیه و تحلیل آنها در فضای مجازی صورت میگیرد.

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 10:48 بعد از ظهر |

یکشنبه ششم آذر 1390

 

موسیقی بلوچستان در عصر ازتباطات نیز ناشناخته و بکر مانده. هنرمندان آن نیز در رنج و بی مهری دنیا را وداع میگویند، و پس از مرگشان بهترینها میشوند!!!

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 9:28 قبل از ظهر |

پنجشنبه سوم آذر 1390

طایفه گرایی، بازدارنده توسعه


آقای کرد مدیر محترم مرز ارتباط نوشتن:

آقای مبارکی عزیز، سلام

یک خواهش دارم ، از طایفه گرایی مردم استان خیلی ضرر کردند. من خودم از کردای خاش هستم و جد اندر جدم خان بودند ، عقده هم ندارم . ولی حالا به این نتیجه رسیدم که راه برون رفت از شرایط موجود نقد عوامل ضد توسعه که یکی از آن طایفه گرایی است، می باشد. . وبلاگت را حال و هوای روشنفکری بده . از حال و هوای طایفه ای و خان بازی بیا بیرون. ببخشید.

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 11:12 بعد از ظهر |

پنجشنبه سوم آذر 1390

اینجا بلوچستان است

عکس مقبره هفتاد ملا

موقعیت: حاشیه شرقی روستای روپس- 20 کیلو متری روستای تمین


برای دیدن عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

http://pic-tahtal.blogfa.com/

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 0:51 قبل از ظهر |

شنبه بیست و یکم آبان 1390


اندکی تامل

سوال:

به نظر شما در این دوره از انتخابات بلوچستان، نمایندگان برگزیده و راه یافته به بهارستان، آگاهانه(افراد شایسته) انتخاب خواهند شد، یا خیر؟ به عبارت دیگر، آیا این دوره با دوره های دیگر  تفاوتی خواهد داشت؟

لطفا نظر خود را در بخش نظرات درج نمایید.




ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 3:28 قبل از ظهر |

چهارشنبه یازدهم آبان 1390

این جا بلوچستان است.

عکس طبیعت بلوچستان

موضوع: داز


برای دیدن عکس ها روی لینک زیر کلیک کنید.

http://pic-tahtal.blogfa.com/


 

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 9:43 بعد از ظهر |

پنجشنبه هفتم مهر 1390

اینجا بلوچستان است

عکس طبیعت بلوچستان

موضوع: دریای چابهار


برای دیدن عکس ها روی لینک زیر کلیک کنید

http://pic-tahtal.blogfa.com/

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 2:48 قبل از ظهر |

پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390
این جا بلوچستان است.

عکس طبیعت بلوچستان

موضوع: نخل


برای مشاهده عکس ها به این آدرس مراجعه کنید.

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 3:32 قبل از ظهر |

سه شنبه سوم خرداد 1390

میر مراد فرزند ارشد میر مبارک بوده است که پس از مرگ او، جانشین وی میشود.

 در آن زمان تمام مناطق از جمله بلوچستان و تشکیلات آن بصورت ملوک الطوایفی اداره میشده اند و حکام نیز به گرفتن مالیات اکتفا مینموده اند و در حکمرانی مناطق دخالت چندانی ننموده و اداره آن را  به شرط پرداخت مالیات به  حکام محلی میسپردند و در صورت تخطی و عدم پرداخت مالیات توسط حکام محلی به عنوان تنبیه آنها را به زندان میفرستادند و در غالب موارد عفو شده و سر جایش نشانده میشدند.

ارسال شده توسط داریوش مبارکی در ساعت 11:19 قبل از ظهر |

درباره ما
منوی اصلی
موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
آمار و امكانات
تعداد بازدیدها :
افراد آنلاین :
Online User

-_ !News _-



امارگیر حرفه ای سایت

کد متحرک کردن عنوان وب

پیوندهای روزانه
سنگتانی جاگاه
ﻣﮑﺮﺍﻥ ﻣﻨﯽ ﻭﻃﻦ
ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺑﻠﻮﭼﺴﺘﺎﻥ
ﭘﺎﺗﻮﻕ ﺑﻠﻮﭺ
ﯾﻮﺭﻭ ﺑﻠﻮﭼﯽ
ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻛﻞ ﻣﻴﺮﺍﺙ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ،ﺻﻨﺎﻳﻊ ﺩﺳﺘﻲ ﻭ ﮔﺮﺩﺷﮕﺮﻱ ﺳﻴﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﺑﻠﻮﭼﺴﺘﺎﻥ
ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ
ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﮑﺮﺍﻥ(ﺻﻼﺡ ﺍﻟﺪﯾﻦ ﺩﺭﺧﺸﺎﻥ)
ﺁﻫﻮﺭﺍﻥ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻣﻦ
ﻣﺴﮑﻮﺗﺎﻥ ﺁﻧﻼﯾﻦ
ﮐﺘﯿﺞ ﻧﯿﻮﺯ
ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻣﮑﺮﺍﻥ
ﺑﻠﻮﭺ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ
ﭘﺎﯾﮕﺎﻩ ﺍﻃﻼﻉ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥ ﺳﺮﺑﺎﺯ
ﭘﯿﺎﻡ ﺑﻠﻮﭺ
ﻃﻮﻗﯽ
ﺭﻭﺯﺩﺭﺍ(ﺭﻭﭺ ﺩﺭﺁﺗﮏ)
ﻣﺮﺯ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ(ﯾﺎﺳﺮ ﮐﺮﺩ)
ﺩﺳﺖ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺻﺪﯾﻖ ﺣﺴﯿﻦ ﺯﺍﺩﻩ
ﺭﺍﺯﮔﻮ ﺑﻠﻮﭺ(ﮐﻮﺩﮎ ﺩﺭﻭﻥ)
ﺳﺎﯾﺖ ﻧﯿﮑﺸﻬﺮ(ﺭﺳﺘﻢ ﮐﺮﯾﻤﯽ)
ﺑﻠﻮﭺ ﺧﺎﻥ
ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻧﻮﺑﻨﺪﯾﺎﻥ
ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺑﻠﻮﭺ ﻭ ﺑﻠﻮﭼﺴﺘﺎﻥ
ﺩﮐﺘﺮ ﺍﺣﻤﺪ ﺭﺿﺎ ﻃﺎﻫﺮﯼ
ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺍﯾﺮﺍﻧﺸﻬﺮ(ﺍﺷﮑﺎﻥ ﺍﺭﻭﻧﺪ)
ﻧﺴﯿﻢ ﺑﻠﻮﭼﺴﺘﺎﻥ
ﺗﻔﺘﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ
ﺍﺳﺘﻮﻥ
ﻻﺷﺎﺭ ﻧﺎﺋﯽ
ﮔﻠﺰﻣﯿﻦ
ﺩﯾﻤﺮﻭﯼ
ﻣﻜﺮﺍﻥ ﻣﻦ
ﻧﻮﻫﺎﻥ ﺑﻠﻮﭼﺴﺘﺎﻥ
ﺁﺑﮕﯿﻨﻪ(ﺣﻮﺍ ﻧﺎﺭﻭﯾﯽ)
ﺯﺍﻫﺪﺍﻥ ﻓﺮﺩﺍ
ﮔﺮﺩﺷﮕﺮﯼ ﺑﻠﻮﭼﺴﺘﺎﻥ
ﻣﺤﻤﺪ ﺑﻠﻮﭼﺰﻫﯽ
ﻻ ﺗﺤﺰﻥ
دلستانه
شهر تاریخی بزمان
جت
نسیم ساربوک(رحیم)
پهره20-30
وشین وطن مئی بلوچستان
کشکول بلوچ
دس گوهاران
برگی از دفتر کهن بلوچ
سیسوگ
مصطفی دانشور
[ قالب رایگان ]
آخرین مطالب ارسالی
طراح قالب
طراح قالب های بلاگفا